نویسنده:دکتر مسعود کثیری
منبع:راسخون



 

مقدمه:

طب اسلامی یا پزشکی اسلامی یکی از مشهورترین و شناخته‌ترین جنبه‌های تمدن اسلامی در جهان است و یکی از شاخه‌های علم است که مسلمانان در آن پیشرفت‌های بسیاری داشته‌اند. این مکتب پزشکی، که در آغاز تاریخ اسلام پدید آمد، نه تنها به خودی خود ارزشمند است، بلکه پیوسته نزدیکی با دیگر دانش‌ها و به ویژه دانش فلسفه داشته‌است. به همین دلیل‌است که از گذشته، در جهان اسلام، مرد حکیم، پزشک نیز بوده است و فیلسوف و پزشک هر دو را با نام حکیم می‌خوانده‌اند.
پزشکی اسلامی، همچون ترکیبی از سنت‌های پزشکی یونان باستان به ویژه سنت‌های بقراط و جالینوس با نظریه‌ها و جنبه‌های عملی پزشکی ایران باستان و هند و چین باستان است که در زمینه کلی اسلام به وجود آمد. بنابراین این طب جنبه ترکیبی دارد، و از پیوستگی برداشت‌ها و معاینات مکتب بقراطی با روش فلسفی و نظری جالینوس، و افزودن دانسته‌های پیشین پزشکان ایران‌زمین، هندوستان، خاور دور و نیز احادیث و روایات بزرگان دین اسلام پدید آمده‌است. از این گذشته، پزشکی اسلامی همواره با کیمیا پیوستگی نزدیک داشت. بنابر این در این فصل تلاش بر این است تا به صورت خلاصه مبانی طب اسلامی معرفی شود.

آموزه های اسلامی در زمینه طب

تاریخ طب اسلامی نشان می دهد که علم پزشکی، همواره از جایگاه رفیعی در بین مسلمانان برخوردار بوده است و بخش عمده ای از بنیان های نظری و عملی طب اسلامی، آموزه هایی بود که مستقیما از منابع اسلامی به دست آمده بود. قرآن مجید، توصیه های فرآوانی در بهداشت و سلامتی دارد و پیامبر بزرگ اسلام(ص) در حدیثی، علم را دو گونه دانسته است، علم دین و علم پزشکی:
عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله: الْعِلْمُ عِلْمَانِ عِلْمُ الْأَدْیَانِ وَ عِلْمُ الْأَبْدَان(1) ‏
به غیر از کلام قرآن، مهمترین منابع طبی بر جای مانده از کلام بزرگان دین، شامل سه قسمت طب النبی(ص)، طب الصادق و طب الرضاست.

الف- طب قرآنی

آیات قرآن با اشارات صریح، استنباطی و اجمالی گواهی بر این امر است که خداوند متعال هرآنچه انسان نیاز داشته در قرآن بیان کرده است. برخی از آیات قرآن هم به مسائل پزشکی اشاره کرده اند که در گذشته حکمت آنها مشخص نبود و برخی از انها به تازه گی مشخص شده و ممکن است در آینده مواردی کشف شود که ما هنوز به آن دست نیافته ایم.
در زمینه بهداشت مواد غذایی، قرآن با نزول چند دسته از آیات ، اصلاح رژیم غذایی را برای بشریت آورده و احکامی در این مورد صادر کرده است. به عنوان مثال در بیان ویژه گی های غذا معتقد است که غذا باید پاک باشد، یعنی نجس نباشد، غذا پاکیزه باشد یعنی پلید (خبیث) نباشد، و حلال باشد و حرام نباشد.
در میزان مصرف غذا، پرخوری به شدت مذمت شده و خداوند صریحا می فرماید کسانی را که در خوردن غذا اهل اسراف باشند، دوست ندارد.(2) و این توصیه با علم امروز که اعتقاد دارد، نیاز های طبیعی بدن انسان به گروه های اصلی غذایی ( مواد قندی، چربی، پروتئین و ویتامین ) با توجه به سن، جنس و نوع فعالیت، برای افراد گوناگون متغاوت است و اگر تغذیه از اعتدال خارج شود، برای انسان مضر است، هماهنگی کامل دارد.
در جای دیگری، خداوند خوردن گوشت حیوانی را خود مرده باشد و یا بر خلاف دستور شرع کشته شده باشد، ممنوع می کند.(3) و امروزه می دانیم که خون مردار، محیط بسیار مناسبی برای رشد انواع باکتری ها بوده و خوردن آن برای بدن مضر است.(4)

ب- طب النبی (ص)

پیامبر گرامی اسلام، توجه خاصی به امور بهداشتی و سلامت داشتند و رعایت بسیاری از دستورات بهداشتی را، از سنن پیامبران می دانند. ایشان می فرمایند:
« پنج چیز از سنت پیغمبران است، حیا و حلم و حجامت و مسواک زدن و عطر زدن»(5) کثرت حکایات و احادیث به جای مانده در این خصوص، سبب گردیده تا برخی از علماء شیعه در صدد جمع آورى روایات و نکات ذکر شده در آن ها در موضوع طب بر آیند. از جمله این نویسندگان می توان به دینوری(متوفی 363ه.ق)، ابونعیم اصفهانی(متوفی 432ه.ق)، ابوالحسن حموی(متوفی 720ه.ق)، شمس الدین ذهبى(748ه.ق) و ابوالعباس، جعفر بن محمد بن معتز بن محمد بن مستغفر نسفى سمرقندى نخشبى حنفى معروف به ابوالعباس مستغفرى، (متوفى 432 ه.ق) اشاره کرد.
یکی از آنها، کتاب «طب النبی» نوشته ابوالعباس مستغفرى است و همچنان که از نامش پیدا است، قواعد طب را از طریق سنت نبوى بیان مى‏کند. این کتاب، یکى از مآخذ بحارالانوار است و علامه مجلسى آن را به صورت کامل در جلد 62 بحارالانوار نقل کرده است. همچنین محقق طوسى، در کتاب آداب المتعلمین از آن نام برده است.
در این کتاب، حدود 155 روایت نبوى گردآورى شده که موضوع همه آن ها طب و سلامة الأبدان است و اکثر آن ها روایات کوتاهى است که از یکى دو سطر تجاوز نمى‏کند. مؤلف کتاب، که قصدش تهیه کتابى طبى بوده، تنها متن روایات را نقل نموده و اسناد همه آن ها را حذف کرده و به ذکر قال صلی الله علیه و آله و قال رسول الله صلی الله علیه و آله، اکتفا نموده است. همچنین مؤلف به جهت اختصارِ کتاب و وحدت موضوع، آن را فصل بندى نکرده و از ابتداى کتاب با عبارت قال رسول الله صلى الله علیه و آله شروع نموده و با همان سیاق نیز کتاب را به اتمام رسانده است. تنها نکته در سیاق کتاب این است که اولین روایات کتاب روایاتى جامع و قواعدى کلى است و از اواسط کتاب، روایات موردى، که درباره غذاى خاص و یا اثرى خاص است شروع شده است. پیامبر گرامی اسلام(ص) در گفتاری در فواید خونگیری می فرمایند:
« هرگاه خون بر ضد شما شورید و برانگیخته شد، حجامت کنید چرا که ای بسا خون بر صاحبش شورش کند و او را بکشد».
و امام صادق(ع) سه علامت برای طغیان خون برشمردند:
« یکی جوش هایی که در پوست بدن پیدا می شود، دوم ایجاد خارش در پوست و سوم مور مور شدن بدن آنگونه که گویی مورچه ای روی آن راه می رود»(6)

ج- طب الصادق

در طول تاریخ علم پس از پیامبر اعظم اسلام (ص) و حضرت مولى الموحدین حضرت على (ع) هیچ یک از بزرگان علم و دانش ‍ بشرى به اندازه ى امام جعفر صادق (ع) در زمینه راه اندازی حوزه های علمی و دانشگاهی، مشهور و موفق نبوده است. این پیشواى الهام گرفته از مخزن وحى، افق هاى درخشانى از معارف الهى و انسانى را براى بشریت گشود و سهم عمده و سازنده اى در ایجاد تمدن، و تحولى عظیم در زمینه هاى علمى، فلسفى، هنرى، فرهنگى و صنعتى و ساختارى نظام انسانى را به خود اختصاص داده است.
در زمینه علم طب هم، دستورات و توصیه های از ایشان باقی مانده است که بی شک یکی از بنیانهای قوی طب اسلامی در قرون بعد بود. ایشان می فرمایند که:
مردم هیچ آبادى اى از سه گروه بى نیاز نیستند که در کار دنیا و آخرت خویش به ایشان پناه بَرَند و چون آنان را نداشته باشند، شوربخت باشند: فقیه دانا و پرهیزگار، امیر نیکوکار و فرمان روا، و طبیب آگاه و مورد اعتماد. برخی از توصیه های پزشکی ایشان عبارت است از:
در باب احساس مسئولیت می فرماید:« مسیح (ع) مى گفت آن که درمان کردن زخمِ زخمدیده اى را واگذارد، ناگزیر، شریک کسى است که زخم را بر بدن وى نشانده است ؛ چه آن که زخم رسانده ، تباهى مجروح را خواسته است و آن که درمان وى را واگذارده ، بهبود او را نخواسته است . پس اگر که بهبود وى را نخواسته، ناگزیر، تباهى او را خواسته است.
در باب جایز بودن معالجه توسّط جنس مخالف در هنگام ضرورت می فرماید: از امام صادق (ع) روایت شده که از او در این باره پرسیدند که : اگر زنى به بیمارى جسمى مبتلا شود، آیا درست است که مردى او را درمان کند؟ فرمود: «اگر چاره اى جز این نباشد، اشکالى ندارد».
در خصوص پرهیز از مراجعه به پزشک و مصرف بى رویه ى دارو می فرماید:
«سه چیز، ناخوشایندى در پى مى آورد: ...و نوشیدن دارو بدون بیمارى، هر چند شخص از آن دارو، جان به در بَرَد». و در گفتاری دیگر می فرماید:
«هر کس تندرستى اش بر بیمارى اش چیرگى داشته باشد و دارو بنوشد، به زیان خویش اقدام کرده است.» همچنین در جای دیگر از ایشان روایت شده که « هر کس تندرستى اش بر بیمارى اش غلبه داشته باشد و خود را به چیزى درمانى کند و پس از آن بمیرد، من در پیشگاه خداوند، از او بیزارى مى جویم».

د- طب الرضا

از نخستین کسانی که در پزشکی کتاب نوشته اند، امام علی بن موسی الرضا(ع) هستند. امام وقتی به سوی طوس می آمدند، در نیشابور در مجلس مأمون با جماعتی از فلاسفه و پزشکان سخن از طب به میان آوردند. در این میان امام در جواب پرسش پزشکی مامون، فرمودند که برای من به مرور زمان تجربیاتی در زمینه طب حاصل گشته که آن را برای شما می نویسم. حضرت، کتابی را درباره امور پزشکی مرقوم فرمودند و برای او فرستادند و مأمون دستور داد تا آن را با طلا بنویسند، از این روی، به رساله ذهبیه موسوم گردید.(7)
برخی از دستورات بهداشتی این رساله عبارتند از:
- سفارش اکید می کنم که از خوردن ماهی و تخم مرغ در یکبار پرهیز کنید زیرا ترکیب این دو غذا در معده باهم جهاز های هاضمه را دچار رنج خواهد کرد.
- در خوردن پیاز خودداری کنید زیرا پیاز زیاد رنگ نشاط و شادی را از چهره می برد و سایه ای غم انگیز به سیما فرو می اندازد.
- از افرط در خوردن تخم مرغ بپرهیزید زیرا این افراط کبد را از عمل منظم باز می دارد و در سر و معده بادهای زیان بخشی بوجود می آورد.
- خوردن گوشـــتی که درست نپــخته در معده کرم بوجود می آورد.
- کسانی که به ضعف حافظه دچارند بهتر است که همـه روزه هفت مثقال کشمش سیاه ناشتا بخورند و روزانه هم سه تکه زنجبیلی که در عسل خوابانده باشند با کمــی خردل ضمن غذای روزانه خود بخورند ، برای تقویت نیروی فکری خوب است همه روزه سه دانه هلیله را با نبات کوبیده بخورند.
- اگر کسی می خواهد در فصل زمستان از بیماری زکام (سرما خوردگی) در امان بماند همه روزه سه قاشق عسل بخورد ، هر کدام از عسل های فاسد و صالح علامـــاتی دارند ، آن دسته از عسل ها که وقتی جلوی دماغ می گیری بوی تندش شما را به عطسه وا می دارد ویا عسلی کــه چشیدنش آدم را به سکر و سستی می اندازد و آن عسل های که زبان آدم را می سوزاند، عسلهای خوبی نیستند این عسل ها قاتل جان آدمی می باشد.
- کسانی که می خواهند همیشه سرحال و با نشاط باشند تا می توانند از شام شب بکاهند و شب ها سبک بار به رخت خواب بروند.

منابع و پی نوشت ها:

1- مجلسی، بحارالانوار، ج 1، حدیث52
2- انه لا یحب المسرفین و همچنین آیه «کلوا واشربوا و لا تسرفوا »
3- " انما حرم علیکم المیته و ..."
4- http://qoran.50webs.com/html/pezeshk.htm
5- اصفا،1382، ص11
6- همان، ص13
7- محمد مهدی، الرسالة الذهبیه، المعروف بطب الامام الرضا(ع»، تحقیق مطبعة الخیام